افغانستان؛ قانون یا زور؟
خواهران و برادران گرامی!
هموطنان عزیز!
امروز من از سیاست سخن نمیگویم؛ امروز از دردِ دلِ مردم افغانستان حرف میزنم.
از آن وطنی میگویم که شنیدن نامش ما را خوشحال میسازد و دردش همه ما را به یک اندازه میگریاند.
افغانستان
هر انسان، هر افغان – چه مرد باشد و چه زن،
چه در روستا زندگی کند و چه در شهر – حق دارد به این سرزمین خدمت کند.
این حق ملکیت شخصی هیچکس نیست؛ نه گرفته میشود، نه فروخته میشود و نه باید پامال گردد.
پرسش این است که با وجود این همه عشق به وطن، چرا اینقدر عقب ماندهایم؟
چرا هنوز شوق کار مشترک نداریم؟
و چرا به جای فکر و قانون، از زور کار گرفته میشود؟
خواهران و برادران!
وقتی افغانستان در میدان ورزش پیروز میشود، همه با هم شادی و رقص میکنیم؛
در آن شادی نه دین پرسیده میشود، نه قوم و نه رنگ.
در دیگر عرصهها نیز باید چنین باشیم.
اما وقتی به سیاست میرسیم، همین افغانها دشمن یکدیگر میشوند.
چرا؟
اسلام به ما درس اعتدال داده است؛ نه افراط و نه تفریط.
اما ما چه کردیم؟
یا همه چیز را فقط برای خود خواستیم، یا همه چیز را رها کردیم تا ویران شود.
هیچ کشوری:
نه به دست یک فرد،
نه به دست یک گروه،
و نه با زور نجات یافته است.
افغانستان خانه مشترک همه ماست.
اگر اعضای خانه به سخن هم گوش ندهند، اگر به نظر هم احترام نگذارند، خانه ویران میشود.
وطن نیز همینگونه است.
آن حاکمی که سخن مردم را نمیشنود، منتقد را دشمن میخواند و نظر مخالف را خیانت میداند –
چنین حاکم از وطن حفاظت نمیکند؛ او فقط قدرت را حفظ میکند.
و قدرتی که به جای ملت، ملکیت چند نفر شود، آن ملت شکست میخورد.
ما نباید یکدیگر را به «غدار» و «بیگانهپرست» متهم کنیم.
این برچسبها کینه میآفریند، اعتماد را میکشد و راه را برای بیگانگان باز میکند.
خواهران و برادران!
ما جنگ نمیخواهیم.
نمیخواهیم خون ریخته شود.
ما خشونت نمیخواهیم.
ما عزت میخواهیم.
ما قانون میخواهیم.
ما آینده مطمئن میخواهیم.
و این آینده بدون قانون اساسی ممکن نیست.
قانون اساسی فقط یک کاغذ نیست؛
ضمانت حق ملت است.
مهار قدرت است.
و حفاظت از وطن است.
بدون قانون اساسی همهشمول:
عدالت – شعار میماند.
زنان – از حق خود محروم میمانند.
جوانان – بیاعتماد میشوند.
و وطن – خالی میشود.
کسی که میگوید مردم حق مشارکت سیاسی ندارند،
زنان حق آموزش و تحصیل ندارند،
و آزادی بیان خطر است –
در اصل میگوید:
قدرت فقط از آنِ من است.
و این فکر افغانستان را نابود میکند.
ما افغانستانی میخواهیم که در آن کودکان به جای ترس، آینده روشن خود را ببینند.
زنان به جای خاموشی، صدا بلند کنند.
و جوانان به جای فرار، امید داشته باشند.
در پایان میگویم:
افغانستان به اسلحه نیاز ندارد.
افغانستان به دشمنتراشی با کشورهای دیگر نیاز ندارد.
افغانستان به انزوا از جهان نیاز ندارد.
بلکه:
افغانستان به وجدان بیدار نیاز دارد.
افغانستان به قانون نیاز دارد.
افغانستان به پیوستن به جهان نیاز دارد.
و افغانستان به وحدت نیاز دارد.
اگر همه ما –
زن و مرد، جوان و بزرگ – فکر و انرژی خود را در راه پیشرفت این سرزمین متمرکز کنیم، باور کنید هیچ شیطنتی نمیتواند جلو آینده روشن ما را بگیرد.
اما به یاد داشته باشید:
بدون یک قانون جامع و همهشمول – قانونی که حق هر شهروند افغانستان را تضمین کند – ممکن نیست افغانستان از تاریکی بیرون شود و به سوی تکامل برود.
به امید افغانستانی با ثبات و قانونمند.
سید احمد کریمي